۱۳۸۷ شهریور ۲۹, جمعه

ای ساربان

به یاد یاری خوشا قطره اشکی
به سوز عشقی خوشا زندگانی

۱ نظر:

Ali Jalali گفت...

صبح با نور آفتاب بیدار میشوی، سراسیمه به مشک آبت نگاه میکنی و کاروانی که رفته و تو را در بیابان تنها گذاشته است ...